|
من رشته ی محبت تو پاره میکنم ×××××× شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
|
مهلتی دِه دل غمگین مراتا با سوز
شکوه از این سر ناساز کنم بعداً تو
نَبُوَد مرهم این سینه ی درد آلوده
آن محبت که من ابراز کنم - بعداً تو
سینه را در غم گل چاک مکن ای بلبل
اندکی صبر من آواز کنم بعداً تو
نظری بر پر مجروح کبوترها کن
بال مگشا ی که پرواز کنم- بعداً تو
گرچه این قافیه یکباره به هم میریزد
خوش بُوَدگرتوبسی ناز کنی بعداً من.....
این چنین کز تیغ ابرویت کمان آراستی
کار دل را جمله یکسر می کنی پس زودتر
سینه ام را پر ز آه و دیده ام را غرق خون
من که می دانم تو آخرمی کنی، پس زودتر
حین قدقامت چو می بینند قدّ و قامتت
دین و دل را برده کافر میکنی ،پس زودتر
مثل لیلایی که تنها جام مجنون بشکند
خون صدمجنون به ساغر میکنی پس زودتر
آتشی در سینه دارم من- تبی در استخوان
اینکه می سوزم تو باور میکنی؟پس زودتر
می رسدروزی که در رویای خود می بینمت
شعر زیبای من از بر می کنی پس زودتر
نوگلی بودم ولی پژمردم از بی مهریت
چون مرا آخر تو پرپر میکنی پس زودتر
وایضآ له!!!(لها)
من که میدانم توبا این عشوه های آتشین
بقیه در ادامه مطلب