|
من رشته ی محبت تو پاره میکنم ×××××× شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
|
آسمان زیر پرم بود رها بودم من
قفس و مرغ گرفتار نمی دانستم
دل خوشی داشتم از نان وپنیری امّا
حیله ی روبه مکّار نمی دانستم
شرری بردلم انداخت نگاهی گرنه
آتش سینه ی تبدار نمی دانستم
از نگاهی که دلم ریخت شکستم زیرا
وحشت ریزش آوار نمی دانستم
احتمالا نوک مژگان شما خونریز است
ورنه من معنی رگبار نمی دانستم
سادگی کردم و با آینه گفتم غم را
من که آیینه و تکرار نمی دانستم
بی سبب نیست که چون دایره سرگردانم
چون فشار نوک پرگار نمی دانستم
تا نبستم به سر موی عزیزی دل را
رقص منصور سر دار نمی دانستم
کاش اگر اخر این قصه جدایی می بود
لذت لحظه ی دیدار نمی دانستم
ریختم پای کسی دار و ندارم افسوس!
کاشکی معنی ایثار نمی دانستم
خواهم انفاق شکر از لب شیرین اما
گفتی آیا نشنیدی تو که تمکین اول؟
آمدی بار دگر دل ببری می دانم
بوسه ای تازه بده بابت تضمین اول
تا بنوشم من از این جام وبمیرم سرمست
شوکران می خورم اما لب نوشین اول
رازی از عشق نخواندی تو به گوشم- تامرد
خاک کن عشق مرا البته تلقین اول
باغ رنگین تنت میوه فراوان دارد
میوه ی نوبر ما سینه ی سیمین اول
لب شکرـگونه عسل ـ گوش وبناگوش نبات
شک نکن-زین همه شیرین لب شیرین اول