|
ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم وبه خدا فکرکنم تا اینکه در مسجدبنشینم وبه کفشهایم فکرکنم
|
مهلتی دِه دل غمگین مراتا با سوز
شکوه از این سر ناساز کنم بعداً تو
نَبُوَد مرهم این سینه ی درد آلوده
آن محبت که من ابراز کنم - بعداً تو
سینه را در غم گل چاک مکن ای بلبل
اندکی صبر من آواز کنم بعداً تو
نظری بر پر مجروح کبوترها کن
بال مگشا ی که پرواز کنم- بعداً تو
گرچه این قافیه یکباره به هم میریزد
خوش بُوَدگرتوبسی ناز کنی بعداً من.....