|
ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم وبه خدا فکرکنم تا اینکه در مسجدبنشینم وبه کفشهایم فکرکنم
|
***
گفت جوان بودم وجویای نام
لیک کمی ساده وبی مغزوخام
هم چوطلا بودم اگر مس شدم
همسر آقای مهندس شدم!
کِیف ِمهندس همه دم کوک بود
حیف کمی کله ی او پوک بود
گفت که بی نقشه و طرح و حساب
کی بروم بنده سوی رختخواب؟
وقت فلان!-جای نوازش وناز
داشت گهی شمشه وگاهی تراز
فکر کمربودکه چون سرستون
تقویت آیا بشود با بتون؟
من زعسل گفتم و او از ملات
من همه از عشوه واو مهملات
گفت که گیریم که من حاضرم
کیست مهندس که شود ناظرم؟!
تا که شدی فارغ ازین کارزار
گفت بده"مدرک پایان کار"!
الغرض از او بگرفتم طلاق
راحت وآسوده شدم چون کلا(غ)
خرنشوی یار مهندس شوی!
چونکه طلا باشی اگر-مس شوی
***
باردگر خرشدم وخل شدم
همسر یک آدم دکتر شدم
قافیه ام گم شدوبرپاردیف
کاروکلاسم همه یکجاردیف
گاهی وماهی که هوس می نمود
ماینه(معاینه)ازپیش وزپس می نمود
گفت بده نبض تو گیرم نخست
تاکه اوکیok باشی وخوب ودرست
یک دو سه باری که به کارم گرفت
پیش تر از کارفشارم گرفت
خواست کشم بنده عمیقا نفس
تا نبود در ریه ام خار و خس
خایه همی شست به تنتور ید
خایه که نه!چیزی شبیه نخود!!!
گفت که میکروب بزدایم از ان
لِفت چنان داد که می شد اذان
گر بشدی کل شرایط قبول
گاه نمودی به نزاکت دخول!
خاطرم از خاطر اوخسته شد
راه میان من و او بسته شد
گرهمه عمرت بخوری نان جو
جونی آجی همسر دکتر نشو
***
کرد یکی بازی خوش روزگار
بنده شدم همسر آموزگار
خوش منش وخوش روش ولوس این
عاشق سینوس وکسینوس این
شورت اگر داشت ولی کش نداشت
کار به نقالّه وخط کش نداشت
تا شده ام حجله ی او را عروس
کارخودش میکند او چون خروس
گر بکند کار پسندیده ای
گویدم این درس تو فهمیده ای؟
کار شبش بوده همانند درس
گفته نفهمیده ای هرگز نترس
بنده چرا چهره مکدّر کنم؟
باش که تکرار مکرِّر کنم
بس که خوشم آمده از کار او
تا ابدالدهر شوم یار او
***
عشق معلم همه آموختن
حیف نیاموختم اِسپوختن!