|
...خدا حافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها......
|
تدبير عشق بود اگر آدم هبوط كرد
تنها در اين معامله شيطان بهانه بود
نقدم هماره قلب بود و به بازار عاشقي
ما را بها نبود وزنه و ميزان بهانه بود
مخروبه شدسراي دل از سوزوشورعشق
ديگر مگو كه خانه ي ويران بهانه بود
مارا اميدوصل بودوتماشاي روي دوست
ابرو و چشم و گونه و مژگان بهانه بود
گردرد خويش نزدتوگفتم نه از شفاست
من عاشق طبيب بودم و درمان بهانه بود
چون لاله داغدارم وچون غنچه خنده روي
داغم به دل نهان - لب خندان بهانه بود
با لب بِدَم به بندبند وجودم به سان ني
جانم بسوز كه سينه ي سوزان بهانه بود
ما نقد لب به نسيه ي شكّر نميدهيم
با ما بگو كه بوسه ي پنهان بهانه بود
رويا صفت به چشم من آ زانكه اين سرا
از آن توست بودن مهمان بهانه بود
نادر چو يوسف آن رخ زيبا به چاه بَر
واندم بگو كه چاه زنخدان بهانه بود