|
...خدا حافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها......
|
غمخوارنبودي كه نظر بر من بيمار نكردي
تنهايي شب بود و من غمزده و آتش هجران
مرفكردرازي شب و اين تن تب دار نكردي؟
درگوشه ي چشمان تو صدبارگدا وار خزیدم
تو گوشه ي چشمي به من غمزده يكبار نكردي
بيزار تو از من شدي و من ز غمت زار
بي رحم چرا رحم بر اين دلشده ي زار نكردي؟
در كوي وفا شهره ي آفاق شدم ليك
انكار وفاداري من كردي و انكار نكردي
من درد وغم خويش نهان كردم وبا غير نگفتم
اما تو نظر بر غمِ من در حد اغيار نكردي
با خار اگر گل بنشيند كه تنش خوار نگردد
جزمن به جهان هيچ كسي راتوچنين خوارنكردي
شیرینی رویای تودرچشم ترم همدم خون بود
اما تو قدم رنجه بر این دیده ی خونبارنکردی
عيد آمد و سال نو وهم مهر فزون گشت
حتي تو به اين خسته دلم مرحمت پار نكردي
تابود هنر نزد بتان دل شكني بود اگربود
خوش باش تو نادر كه نه آني تو و اين كار نكردي