|
...خدا حافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها......
|
تا كه محروم از آن چشم فريبايم كرد
خواب شيرين زدوچشمان تَرَم رفت كه رفت
وصل او را به دعا جستم و هجرش ديدم
چو موثر نشد آه سحرم رفت كه رفت
خط ابروش بود خط امانم لیکن
تيري از هرمژه اش بر جگرم رفت كه رفت
قامت چون الفم دال شد و خم كمرم
تا كه آن دلبر مويين كمرم رفت كه رفت
در گلو بغض رهِ حنجره مي بندد ومن
جان دهم زانكه رفيق سفرم رفت كه رفت
گرچه در مذهب ما باده حرامست ولي
ميخورم مِي كه ندانم زبرم رفت كه رفت
در خرابات دلم گشتم و ديدم نادر
دُرج پنهان شده ي سيم وزرم رفت كه رفت