خون شد دل من به لاله ها شک کردم رفتی تو و من به ناله ها شک کردم از گریه نشد مراد دل حاصل و من بر صدق و صفای شانه ها شک کردم در دفتر عشق من نوشتی حرفی معنا نشد و به واژه ها شک کردم من آیۀ کفر خواندم از چشم تولیک کافر نشدم به آیه ها شک کردم شیرین نشد از جام لبت رویایم حق دارم اگر به باده ها شک کردم چشم تو قرا ر از دلم برده و من دور از نظرت به سایه ها(۱) شک کردم صد بار نوشته ام که مجنون توام لیلا نشدی به نامه ها شک کردم آن دم که مرا به کیش خود می بردی مات تو شدم به خانه ها شک کردم خوب آمده استخاره ام - می مانی رفتی تو که من به دانه ها(۲) شک کردم چون معنی عشق بی وفایی شده من یک بار دگر به واژه ها شک کردم "نادر " تو نشان بی وفایی گفتی بیهوده بر این نشانه ها شک کردم
(۱)ارایش چشم در زنان
(۲)دانه های تسبیح
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 8:49 توسط نادر
|
خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت سادَست نه اینکه میشه باور کرد دوباره اخر جادَست خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا خداحافظ همین حالا
اینجا همه سروده های من است کم و کسری داشت به بزرگواریتان ببخشیدوراهنمایم باشید.سالادها بصورت سلف سرویس در ارشیو موضوعی تحت عنوان "اراجیف"موجوداست.