|
من رشته ی محبت تو پاره میکنم ×××××× شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم
|
تو پر کشیدی و من پاکشیدم از کویَت
واین معامله شد سربه سر خداحافظ
برو به اوج سعادت همای زرین بال
بگو به من ، منِ بشکسته پرخداحافظ
چه لحظه های قشنگی به عشق سیبی سرخ
به انتظار هدر شد، هدر خداحافظ
کمر به وصل توبستم سپید شد مویَم
سپید صورت مویین کمر خداحافظ
حلال کردم و بخشیدمت ، حلالم کن
که برنگشته کسی زین سفرخداحافظ
همیشه غنچه ی خندان من خوشت باشد
که لاله ام من و خونین جگر، خداحافظ
و ما دو خط موازی یکی شدن هرگز
ونقطه ، خط ، خطِ آخر ، دگرخداحافظ
نه ذوق بدرقه دارم دگر نه شوق سفر
فقط بگو به منِ دربه در خدا حافظ