|
ترجیح میدهم با کفشهایم در خیابان راه بروم وبه خدا فکرکنم تا اینکه در مسجدبنشینم وبه کفشهایم فکرکنم
|
وبه نوعی تضمین شعر ایشان وبا اجازه ایشان:
فریب خال لب اکنون نه ،پیش ازین خوردم
کدام بوسه؟ عجب نیش آتشین خوردم!
به عشق شهد لبی آمدم ولی افسوس!
چه زهرها که به امید انگبین خوردم
ومن که خود ره زیبا رخان زدم عمری
زتیغ ابروی زیبا رخی کمین خوردم
به شوق اوج گرفتن در آسمان زقفس
پری گشودم و هر باره بر زمین خوردم
من این جراحت دل،زخم سینه،خون جگر
زچنگ گرگ نهان زیر پوستین خوردم
برای راندن من این بهانه کافی بود؟
که سیب ،میو ه ی ممنوعه بایقین خوردم؟
به حال زار دلم هیچ کس مقصر نیست
"که هرچه بود ز مارِ در آستین خوردم"